فیلم ویدیویی پخش شده بر رسانههای خبری بیانگر سرکوب تحصن جمعی از فلسطینیان در جلو مسجد «البیره الکبیر» روز جمعه گذشته، توسط دستگاههای امنیتی فلسطینی حاکم در رامالله میباشد.
تحصن مزبور با فراخوان جنبش حماس و به منظور حمایت از انقلاب مصر و محکوم نمودن کودتای نظامی اخیر تشکیل شده بود.
سرکوب این تحصن پس از آن صورت میگیرد که هفتهی گذشته نیز راهپیمایی مشابهی توسط طرفداران آن جنبش در شهر الخلیل به شدت سرکوب شده بود و همزمان از تشکیل راهپیمایی که از مسجدی در رامالله شروع شده بود، جلوگیری شد و درگیریهای محدودی نیز بین راهپیمایان و نیروهای پلیس بوجود آمد و همچنین قلع و قمع تحصنها و راهپیماییها در رامالله مصادف بود با یورش نیروهای پلیس بر روزنامهنگارانی که درصدد پوشش اخبار مربوط به تظاهراتهای اعتراضی بودند و همچنین دوربینهای بسیاری از روزنامهنگاران و خبرنگاران مصادره و ضبط شد و علاوه بر اقدام ادارهی دانشگاه «نجاح» در شهر نابلس، دانشگاهی که هنوز هم آقای «رامی الحمدالله» نخستوزیر دولت خودخوانده رئیس آن میباشد! اقدام به مصادره و جمعآوری شعار رابعه و عکسهای دکتر مُرسی از نمایشگاهی که توسط «الکتله الاسلامیه» بر پا شده بود، کرد.
همچنین اقدام پلیس به بازداشت آن عطرفروشی که یکی از عطرهایش را «محمد مُرسی» نامیده بود.
همهی آنچه از نظرتان گذشت علاوه بر افزایش روزافزون شکنجه در زندان و بازداشتهای سیاسی و اقدام به پراکنده کردن راهپیمایی مسالمتآمیز دانشجویان «الکتله الاسلامیه» دانشگاه بیزریت در اعتراض به «بازداشتهای سیاسی» توسط جوانان وابسته به جنبش فتح حاکی از بدتر شدن برخورد نیروهای امنیتی تشکیلات خودخوانده با مخالفان و بویژه حماس میباشد ولی آنچه بیشتر به چشم میزند و قابل توجه است حساسیت وصفناپذیر حکومت خودخوانده رامالله نسبت به هرگونه تحرک فلسطینیهاست که در حمایت از انقلاب مردم مصر و ضدیت با کودتای نظامی شکل میگیرد و اینکه مقامات وابسته به حکومت خودگردان و جنبش فتح در توجیه این سرکوبها و قلع و قمع راهپیماییهای خودجوش مردم فلسطین اظهار میدارند که نباید در امور داخلی مصر دخالت کرد، برای هیچکس قانعکننده نیست؛ چراکه همه مشاهده میکنیم که رژیم خودگردان چگونه طی بیانیههای رسمی از کودتا و کودتاگردان مصر آشکارا حمایت کرده و میکند؟!
و تاکنون اقدام به تشکیل چندین راهپیمایی به منظور حمایت از کودتا و علیه جنبش اخوانالمسلمین نموده است!
آنچه در قلمرو حکومت رژیم خودخوانده به وقوع میپیوندد از جمله سرکوب هرگونه صدای موافق مشروعیت در مصر، عبارت است از جانبداری همه جانبهی مقامات حکومت خودخوانده از کودتاگران و همچنین بیانگر عداوتی است غیرقابل انکار با طرفداران مشروعیت در مصر.
عدم دخالت در امور مصر بهانهایست بیاساس تنها جهت سرکوب کردن طرفداران مشروعیت در میان فلسطینیها نه چیز دیگر.
اکنون سؤال قابل طرح این است که اشکال اصلی در کجا نهفته است؟ مگر حکومت خودخوانده و جنبش فتح در چند دههی گذشته کاری جز مجبور کردن مردم فلسطین به پذیرفتن «امر واقع» کردهاند؟ آیا از ۷۸درصد سرزمین فلسطین چشمپوشی نکردند، آنهم تنها به منظور پذیرفتن «امر واقع» و بدون اینکه در این معامله مغبونانه از مردم فلسطین رضایتی کسب شود؟
آیا آن مقامات خودکامه، علیرغم نارضایتی عموم مردم فلسطین و حتی گروههای سازمان آزادیبخش، در این اواخر دوباره بر میز مذاکرهی سازش با اسرائیل برنگشتند؟ اینکه رژیم خودخوانده و جنبش فتح میخواهند نظر خودشان را که عبارت است از تسلیم شدن در برابر امر واقع در رابطه با جریان اخیر مصر به مردم فلسطین بقبولانند، شک و ابهامی نیست. ولی آنچه در این میان عجیب است حساسیت فوقالعادهی آنان نسبت به کوچکترین تحرک فلسطینی در حمایت از انقلاب و در ضدیت با کودتای مصر میباشد! برای مثال هر چند مقامات خودگردان نسبت به راهپیماییهایی که به منظور محکوم نمودن «بازداشت سیاسی» حساس بوده و اقدام به بازجویی از همهی شرکتکنندگان در آن نموده ولی از شکلگیری اولیه و آغاز بکار آن ممانعت ننمودند.
همینطور راهپیماییهای حزب «الجبهه الشعبیه» که در اعتراض به سفر یکی از مسؤولان جنایتکار اسرائیلی «موفاز» به رامالله و از سرگیری مذاکرات سازش، ترتیب داده شده بود که مقامات امنیتی با آن برخورد شدیدی نکردند، مگر زمانی که قصد نزدیک شدن به ساختمان مرکزی دولت خودخوانده را داشتند.
به باور من این برخوردها و سرکوبهای متفاوت حاوی چند نکته و پیام میباشد از جمله تأکید بر این نکته که آنچه در مصر میگذرد، برای حکومت خودخوانده فلسطین و جنبش فتح بسیار پر اهمیت و اساسی میباشد و به تعبیری دیگر، ارتباطی ویژه با آنان دارد.
و این پیام، منطقی و طبیعی به نظر میرسد؛ چراکه رژیم مبارک که هم اکنون و توسط کودتا به مصر بازمیگردد بزرگترین حامی جنبش فتح و جریان مذاکرات سازش با اشغالگران صهیونیستی بوده و ناکام ماندن کودتا به معنای این است که حکومت سازش در رامالله حمایتهای آن عده از کشورها را که به جبهه حامیان اسرائیل موسوماند از دست خواهد داد و پیام دیگر اینگونه برخوردها و حساسیتها این است که وضع کودتا و کودتاگران در مصر چندان تثبیت شده نیست به گونهای که مقامات خودگردان و همهی همپیمانان دیگر کودتاچیان نگرانند کوچکترین تحرک ضد کودتا در کشورهای تحت سلطهاشان به آن کودتای ناپخته آسیب برساند و وجهه کاذب جهانی آن را بیشتر لکهدار نماید! مطمئناً اگر پایههای کودتا استوار بود اینگونه با تظاهرات و راهپیماییهای علیه آن برخورد امنیتی نمیشد، بلکه مانند سایر راهپیماییهای اعتراضی در سقف مشخصی با آن مدارا میشد!!
تظاهراتها و راهپیماییهای سال گذشته نیز که به منظور بهترشدن وضعیت اقتصادی در کرانه باختری -قلمرو حکومت خودگردان- تشکیل شده نیز جای تأمل است تا آن زمان که خواستهی تظاهرکنندگان عبارت بود از کاهش قیمت سوخت و برکناری نخستوزیر وقت «سلام فیاض» مقامات امنیتی با آن مشکلی نداشتند و آن را سرکوب نمیکردند، ولی همین که سقف مطالبات بالا رفت تا اینکه خواستار سرنگونی «محمود عباس» رئیس دولت خودخوانده شدند، بلافاصله برخورد نیروهای امنیتی عوض شد و با استفاده از روشهای گوناگون به خفه کردن آن تظاهراتها پرداخته و آن را سرکوب نمودند.
آنچه در منطقه مشاهده میشود، عبارت است از همنوایی همپیمانان کودتا در خفه کردن هر صدای مخالف آن؛ اگر میبینیم دعوتگران و اساتید بزرگی فقط بخاطر محکوم نمودن کودتای مصر بازداشت و زندانی میشوند و استاد طارق سویدان نیز از مسؤولیتش در شبکهی ماهوارهای «الرساله» فقط به همان دلیل برکنار میشود.
در کرانهی باختری هم مقامات، همین سیاست را عملی ساخته و تازه مسؤولان اشغالگر هم در سرکوب تظاهرات فلسطینیها علیه کودتای مصر در شهرالخلیل به سرکوب و قلع و قمع تظاهرکنندگان میپردازند.
جنبش مقاومت اسلامی حماس به منظور برگزاری آرام و بدون دخالت نیروهای مسلح دولت خودخواندهی فلسطینی، راهپیماییهای خود را به بخش جنوبی شهرک الخلیل که خارج از قلمرو حکومت محمود عباس بوده منتقل نمود، که مورد سرکوب سربازان رژیم اسرائیل قرار گرفت.
آنچه در این بخش بیشتر قابل تأمل است اینکه مقامات اسرائیلی در چند سال اخیر با راهپیماییهای آرام و مسالمتآمیز فلسطینیها برخورد نمینمودند ولی سرکوب نمودن تظاهراتهای کاملاً آرام و مسالمتآمیز توسط اسرائیل در این برهه از زمان بیانگر این نکته است که اسرائیل هم اجازه نخواهد داد در مناطق تحت سلطهاش ضد کودتای اخیر مصر کسی لب به صدا تَر نماید!
نکته و بخش پایانی تحلیل ما به متأثر شدن مقامات خودخواندهی فلسطین و مسؤولان و رهبران جنبش فتح از تجربهی کنونی کودتاگران در مصر میباشد. روشی که عبارت است از قلع و قمع اسلامگرایان مخالف کودتا، بهگونهای که این روزها میبینیم تظاهراتهای فلسطینیان معترض با همان سبک و روش میدان رابعه عدویه و نهضت مصر سرکوب میشوند.
نباید شک کرد، اگر کودتای نظامی در مصر تثبیت شده و پیروز شود، قطعاً مقامات حکومت خودخوانده نیز بیش از پیش به سرکوب طرفداران جنبش حماس و سایر اسلامگرایان خواهد پرداخت.

نظرات